X
تبلیغات
چشمان منتظر
بسم الله الرحمن الرحیم

شاید این مطلب به موضوع وبلاگ ربطی نداشته باشد و در نگاه اول یک نظر فردی باشد.

ولی پس از طی سالها تلاش دولتها برای نظام سلامت جامعه ایران اسلامی باید بگویم یکی از بزرگترین مشکلات سلامتی جامعه ما بهداشت دهان و دندان می باشد.

امدیوارم دولت محترم که شعار بهتر شدن سلامت جامعه سرلوحه کارشان می باشد این مهم را سرلوحه اکر خود قرار دهند.

واقعا چند نفر از خوانندگان این وبلاگ به دندانپزشکی مراجعه کرده اند و با قیمت های گزاف مواجه می شدند.

و شاید از ترمیم دندان خود به خاطر قیمت بالای آن صرفنظر کرده اند.

این مشکل یکی از جدی ترین معضلات بهداشت و سلامت جامعه ما می باشد که نیاز به تفکر و توجه جدی دارد.

امیدوارم دولت محترم یازدهم که شعار انصراف از دریافت یارانه نقدی را در بوق و کرنا کرده اند بتوانند پس از این انصراف های کلان ملت،مقداری از یارانه را صرف بهداشت و سلامت دهان و دندان نمایند و کمی از تعرفه های دندانپزشکان محترم کاهش دهند که البته این مهم کمی بعید به نظر می رسد ولی دور از ذهن نیست.

یکی از مهمترین اهداف دین مبین در زمینه سلامت،سلامتی جسمی و فردی انسان می باشد که در احدایث حضرات معصومین(علیهم السلام) بدان توجه ویژه ای شده است.

همانقدر که یک فرد مسئول سلامت شخصی خودش می باشد دولت اسلامی نیز موظف است که دسترسی آسان و قیمت مناسب برای خدمات بهداشت و سلامت را برای شهروندان در نظر بگیرد.

لذا این حقیر به عنوان عضوی از این جامعه بزرگ از دولت محترم یازدهم خواهشمندم،در این فقره اهتمام ورزد و فکری به حال این وضعیت اسفناک نماید.

و اما در آخر شیعه ای که سلامتی جسمی و معنوی نداشته باشد برای یاری امام زمان(عج) مناسب نخواهد بود.

و روی می اوریم به حدیث شریف:

قال المعصوم(ع):

النظافت من الایمان.


+ نوشته شده توسط یاشار در شنبه 1393/01/30 و ساعت 12:38 |
بسم رب اازهرا(س)

پایان سال و آغاز سالی دیگر...

برخی برای خرید عید میروند و برخی برای عزا...

جشن و عزا....

کدام را می پسندیم...

جشن برای خود یا اقامه عزا برای مام جهان حضرت فاطمه زهرا(س)...

باز هم برخی ها می گیوند این مذهبی ها همه اش دنبال بهانه ای برای عزا می گردند...

آری بهانه برای عزا....

اما وای بر ما اگر فکر کنیم دنیای بدون صاحبش شادمانی است....

بنی اسرائیل چند صد سال اشک و ناله و انابه سر دادند تا خداوند آنها را وارد اورشلیم کرد و پیامبری برای انها فرستاد....

بنی اسرائیل خون خود ریختند تا خداوند انها را بخشید...

ولی مسلمانان برای ظهور پسر فاطمه تلاش نمی کنند...

فقط زمان نیار متوسل می شویم و الباقی ناز است....

اگر ما هم همانند بنی اسرائیل واقعا ناله و انابه می کردیم شاید ظهور فرا می رسید...شاید..

مانده اندر حکایت مردمی که وقت نیاز چنان توسل میکنند و وقت عمل به دنبال شادی و جشن می گردند....

مادری که زمین و زمان برای اون خون گریه می کنند میان عید ما مانده است....

وای بر من شیعه.....

وای بر چشمان منتظر...

دلم سخت در آغوش پیراهن مشکی عزای فاطمیه است...

خیلی ها طعنه زدند و چشمان منتظر فقط چشم به درب سوخته بسته بود...

این شب ها و این روزها هیچ خوشی برای چشمان منتظر نیست...

میدانم آقای ما این شبها خون گریه میکند...

من اگر نمیتوانم گریه کنم..لااقل حرمت عزای مادرش را نگه می دارم...

چوب حراج به هرچه اعتقاد است نمی زنم....

عید برای چشمان منتظر روز شادی و ظهور آقای خود است..

صل الله علیک یا فاطمه الزهرا...

+ نوشته شده توسط یاشار در شنبه 1392/12/24 و ساعت 9:52 |
صلی الله علیک یا سیدالشهداء

قطره قطره اشکهای چشمان منتظر دگر بار جمع می شوند...

ناز دانه های عالم بشریت کم کم به کربلا می رسند...

و باز هم صدای ناله شیب الخضیب...

باز هم صدای ناله های العطش طفلان....

خوب با نفس نفس های دلمان بازی می کند این گریه های بی امان...

صدای ولدی ولدی تو به گوش می رسد یا حسین...

صدای جریان قلب نه جریان خون است که به گوش می رسد...

گلو پر است از بغض و چشمان منتظر پر است از از غمناله...

محرم خوب شد آمدی....

دلتنگت بودم،به وسعت انتظار...

ارباب جان،صدای هیاهوی قوم الظالمین می آید که تو را یک شبه کافر نامیدند و حکم قتلت را صادر کردند...

و صدایی رسا تر از آن...

اگر دین ندارید آزاده باشید....

تا چشم کار می کند...قبل از عاشورا عباس(ع) می بینیم و علمدار...

وااااااااای از ظهر عاشورا....

وااااااااااااای بر ما...

درگیر نیزه شکسته ها و شمشیر شکسته هایی هستم که بر بدنت جا مانده اند و بوسه خون از رگ های تو می گیرند...

درگیر سکوت محض شیر خواره ات شده ام....

یا حسین(ع)

لـــــــــــــــبــــــیک!


+ نوشته شده توسط یاشار در چهارشنبه 1392/08/08 و ساعت 18:28 |

فردا عرفه است...
و هنوز وعده خدا جاری است...
خودش وعده داده در عرفه اول به زائران حسین(ع) نظر می افکند و بعد به حاضرین در عرفات...
امروز سید الشهداء(ع) کاروان را به قصد عراق به حرکت در می آورد...
فردا عرفه باید حرف های حسین(ع) را برای باری دیگر با خدا تکرار کنیم...
باید تکرار کنیم وعده هایی که خدا داده و وظایفی که ما داریم...
باید تکرار کنیم بزرگی حضرت سبحان را...
وای بر نسیان آدمی...
که هرچه کرد همین فراموشی کرد....
فراموش کردیم که موظف بودیم تا عبد باشیم
نه اینکه ادعای خدائی کنیم...
موظف بودیم عبادت کنیم و خاضع باشیم
نه اینکه معبود شویم برای دیگران و تکبر وجودان را فرا بگیرد...
فراموش کردیم الله اکبر و سبحان الله را...
عرفه زمان یاد آوری است...
زمانی است که خون خدا به ما یاد می دهد چگونه با خود خدا سخن بگوئیم...
عرفه روز شناخت است....

+ نوشته شده توسط یاشار در دوشنبه 1392/07/22 و ساعت 9:52 |
به مناسبت ایام مسلمیه و شهادت جناب مسلم(ع)
و تو مپندار کوفه شهری است در میان شهر ها....
هر لحظه و هر زمان مردامنی هستند اماده!!!
رای قربانی کردن رهبر خویش...
به جان دوست میدارندش و به تن دشمن خونی...
باید قاصد خوش خبر را در یابی!!!
همانطور که باید هر لحظه در دل کربلا داشته باشی،
باید کوفه را بیرون کنی از حال و هوای دلت....
آری
کوفه را نباید تکرار کرد!
اما هر جا سخن از کربلا باشد،
حتما کوفه و کوفی هست!!!
امیر زمانت را در یاب...
نائب امامت را یاری کنی!
هر لحظه و هر روز صدای هل من ناصر امام زمان(عج) به گوش می رسد!
برای آمدنش اگر کاری نمی کنیم
برای نیامدنش هم کاری نکنیم!
کوفه را دیگر بار تکرار نکنیم...
چه بسیار بودند کوفیان
چه کم بودند حسینی ها!!!
بیایید واقعا اهل کوفه نباشیم...
بار ها علی تنها ماند...
حسن تنها ماند...
حسین و 9 سلاله پاکش تنها مانده اند...
کوفی نخواست حسین را یاری کند!!!
نخواست رهبرش را یاری کند و اینچنین خار شد...
بیایید کوفی نباشیم!!!

((چشمان منتظر))

+ نوشته شده توسط یاشار در دوشنبه 1392/07/22 و ساعت 9:35 |
قلب حرم الله است!
هزار راه نرفته است در زندگی هر شخصی!
که نباید رفت...
نباید رفت تا حرم خدا را غیر خدا نگیرد...
عرفه می آید و روز شناخت است...
روزی است که باید آدرس خدا را بشناسی...
همان ادرسی که نزدیک ترین ادرس ها ست...
آدرس حرم الله را باید از خود خدا گرفت:
((نَحنُ أَقرَبُ الیهِ مِنْ حَبْلِ الوَرید))



چشمان منتظر

+ نوشته شده توسط یاشار در دوشنبه 1392/07/22 و ساعت 9:28 |
بسم الله الرحمن الرحیم

امروز بیش از هر روز دیگر به دعائی محتاجم...

امروز چشمان منتظر بیش از یک سال است که باز چشم انتظار مانده است...

گفتیم با خودمان باشد قرار و وعده ما جنت الحسین(ع)...

اماچه شد؟مانده ایم در حسرت یک وعده دیدار جنت الحسین(ع)...

دوستان همگی یاری کنید دعائی برای این چشمان منتظر راهی کنید...

دلم هوائی حرم شده است...

چیزی تا شروع محرم نمانده است...

حسین(ع) جان!!!

کاش سال نو من هم با محرم تو شروع شود...

چشمان منتظر در به در دنبال راهی برای رسیدن به حرم می گردد...

خدایا توخود می دانی کمکم سوی این شچمان از بین رفته است...

مددی و کمکی یا الله...

دلم پر است از خالی های بدون حضور تو...

دوستان دعائی کنید برای این حقیر....

دارم از دست خودم از دست می روم....

دلم هوائی و تنگ است...

نیاز به ناز یار و ناز نیاز دارم....

یا رب مددی و نفسی...

+ نوشته شده توسط یاشار در یکشنبه 1392/07/14 و ساعت 10:17 |
بوی محرم....

بوی سیب...
صدای ناله شیب الخضیب....
صدای امن یجیب... 
می آید...
بوی محرم می آید...
چه لذتی دارد 
برای تو گریستن...
برای تو سینه زدن...
دلم حرم می خواهد...
بوی سیب...
بوی محرم...
صدای لبیک قنداقه...
صدای قطرات خون گلوی قنداقه...
آهای اهل عالم....
لذتی دارد برای حسین(ع) گریستن...
حاء و سین و یاء و نون....
قلبم افتاده در جنون....
ارباب جان...
صدای قدم های کاروانسالار می آید...
دخترکی بر دوش عمو..آرام می آید...
صدای لبیک مردم کوفه و شام می آید...
صدای شکستن قلب امام(ع) می آید....
یا حسین...

+ نوشته شده توسط یاشار در دوشنبه 1392/07/01 و ساعت 9:8 |

صل الله علیک یا ابا عبدالله

ارباب دلم بدجور گیره ها...

قربون اون لب و دندان بریده و شکسته...

آخه این چه خوابی بود دیدم...

تا دروازه شهادت مارو می بری!!!

می خوای بگی چشمون منتظر هنوز خوب چشم انتظار نیستند..

آره راست می گی آقا...

بچه هامو بهم بخشیدی...

من نتونستم کاری برات بکنم الا گریه...

آقا دلم تنگه...

دلم گرفته..

خسته دشم از این جامعه ای که چشمای منتظر،چشم انتظاری نداره دیگه...

آقا تو دل کمتر کسی درد دین هست...

اما تو غصه نخور..

هنوز بچه هیئتی ها زنده هستند...

هنوز بساط عزای ارباب  و شعائر دینی زنده هست..

اما به خدا قسم داریم توی این جامعه می پوسیم...

داریم آروم آروم جون میدیم...

آقاجون تو بیداری قسمت نشد ببینیمت..لا اقل تویخاوب یه دستی روی سر و صورت ما بکش..

دلتنگ کربلاتم ارباب..

+ نوشته شده توسط یاشار در چهارشنبه 1392/05/30 و ساعت 8:0 |
بسم الله الرحمن الرحیم


امروز دلم پر است از غصه...

یابن الحسن خودت خوب میدانی..من تورای برای رفع حاجاتم نخواستم..تو را برای تو خواستم..

خودت خوب میدانی این روزها حال من چگونه است...

الان درست 3 روز است که فرزندم در تخت بیمارستان بستری شده است...

آقا جان نیمه شعبان نزدیک است و دست نیاز ما سمت شماست...

ارباب جان چشمان منتظر بار دیگر چشم انتظار لطف و موهبت ارباب خویش است.

فرزندانم را نذر و بیمه شما کرده ام...

شما رو سوگند میدهم به لحظه وداع حسین(ع) و فرزند عزیزش علی اصغر(ع)...

قسمت می دهم به بدن عربا عربا علی اکبر(ع)....

به فرزندم و همه فرزندان ایران زمین سلامتی عنایت کن و امروز  به خانه شان برگردان..

ارباب جان ...

خودت خوب میدانی که من نمک سفره خودم را هم زا شما طلب میکنم...

خوب میدانی وقت روضه به همه می گویم درب کدامین خانه باید بنشینند..

3روزی است متوسل شده ام به مادرت فاطمه زهرا(س)..

نمیتوانم بنویسم چه ها گفته ام...اما هر چه بود خودت می دانی روضه بود و بس...

دستانم می لرزد از نوشتن این مطالب...می خواهم روزی فرزندانم این مطالب را بخوانند و بدانند که آنها هدیه اهل بیت بوده اند به من و همسرم...

یابن الحسن...آقا جان..

بعد از کربلا،همه جا فریاد زدم از اربابم حسین(ع) هدیه گرفته ام...فریاد زدم هدیه حسین(ع) ناقص و ابتر نیست..

فریاد زدم و گفتم طبیب جان و تن و دل و روح  ما فقط ذکر حسین(ع) است...

فرزندم را بردند بیمارستان گفتم حسین(ع) فدای علی اصغرت بشوم...

دیشب شب عجیبی بود آقا..

خواستم غم بخورم دیدم اربابم حسین(ع) چه ها که نکشیده است...

این چند روز فقط لحظه فراغ این پدر و پسر مرا می سوزاند..

تمامش را تصور کردم..تمامش را ..سوختم از غم حسین(ع)...

ارباب جان سوختم...دیدم وا مصیبتا بر من که اینگونه در غم فرزندم می نالم و ارباب عالمین حسین(ع) اینگونه فزرزندش را فدای  اسلام نمود...

حسین (ع) را می دیدم که داشت خون فرزندش را به آسمان می پاچید و می فرمود الهی رضی برضاک...

مولای من چشمان منتظر چشم انتظاریش را به مادر سادت سپرد و اورا به حق شش ماهه اش قسم داد..

تا امروز فرجی شود و فرزندش برگردد..

دو شب است که جای خالی فرزندم را در آغوش می کشم...

و با خود میپویم چه کشیدی ای رباب در راه شام...

چه بر این مادر غم دیده گذشت...

خدایااااااااا تو را به قسم می دهم به لحظه لحظه کربلا...

فرزندم را امروز از تخت بیمارستان نجات بده و با تنی سالم راهی خانه اش کن...

+ نوشته شده توسط یاشار در چهارشنبه 1392/03/29 و ساعت 9:17 |